جهان پر از صداست و صدای فرهنگ ایرانی شنیدنی است…
پایگاه خبری منبع خبر | فرهنگ از جنس نور است. در اساطیر و فرهنگ ایرانی و اسلامی، همواره نبردی میان نور و تاریکی در جریان است، اما سرانجامِ این نبرد، پیروزیِ قطعیِ نور است و تاریکی، که سپاهیانی چون نادانی و بیداد دارد، شکست خواهد خورد.

جهان پر از صداست و صدای فرهنگ ایرانی شنیدنی است…
چکیدۀ سخنان محمدجعفر محمدزاده در سیویکمین شب *شاهنامهپژوهی*
پایگاه خبری منبع خبر | فرهنگ از جنس نور است. در اساطیر و فرهنگ ایرانی و اسلامی، همواره نبردی میان نور و تاریکی در جریان است، اما سرانجامِ این نبرد، پیروزیِ قطعیِ نور است و تاریکی، که سپاهیانی چون نادانی و بیداد دارد، شکست خواهد خورد.
جهان امروز، جهانی است پر از زر و زور و تزویر؛ جهانی غیرباورمند به نور که در آن منافع بر عدالت، حقیقت و فرهنگ میچربد. در چنین جهانی تنها با حکمت و اندیشه میتوان به پیروزی رسید.
نمونههای تاریخی فراوانی از غلبۀ فر و فرهنگ بر زور و قدرت داریم: سپاه کیخسرو با فروغ ایزدی و داد و دانایی بر افراسیاب پیروز شد؛ داوود نبی با تکیه بر دانش و فرزانگی بر جالوت غلبه یافت؛ و سپاه اندک اسلام در بدر، با ایمان، قریش را شکست داد.
با آنکه جهان امروز سرشار از ثروت و قدرت است، از فرهنگ و معنویت تهی شده است. آنچه میتواند ما را در این جهان مادی یاری دهد، فرهنگ ملی ماست؛ فرهنگی که آمیزهای از تفکر، معنویت و انسانیت است و در گنجینههایی چون شاهنامۀ فردوسی جلوه یافته است. این گنجینهها باید بازتولید و با زبان امروز جهان عرضه شوند تا محتوای پیام خود را به جهانیان برسانند.
در هیچ دورهای از تاریخ، بشر تا این اندازه از دانش برخوردار نبوده و در هیچ دورهای نیز تا این اندازه از معنویت تهی نبوده است. جهان امروز، جهانی است متکی بر دانش به جای دانایی و هوش به جای خردمندی؛ ازاینرو با وجود پیشرفتهای چشمگیر، نسبت به انسانیت، زندگی پاک و معنای هستی بیاعتنا مانده است.
به قول حافظ:
*ز مهر او چه میپرسی در او همّت چه میبندی*
ما شاید همچون قدرتهای بزرگ، از ثروت مادی بیبهره باشیم، اما با تکیه بر سرمایههای معنوی و فکری و با اتکای به مردمی که شناختی ژرف از فرهنگ خویش دارند، میتوانیم نخست بر معرفت خود بیفزاییم و سپس بر بام جهان بایستیم و آنچه داریم را عرضه کنیم.
آنچه در مجموعههای فرهنگی ما نهفته است، درمان مهمترین دردهای بشر امروز است: *داد و دانایی، خردورزی و راستی، مروت و مدارا، زیبایی و هنر، عشق و معنویت، گذشت و شجاعت، قناعت و استغنا؛* اینها نیازهای همیشگی انساناند که در شاهنامۀ فردوسی، در اندیشۀ یک ایرانی مسلمان شکل گرفته و به زبان جهانی شعر در آمده است. شاهنامه، کتابی است برای سعادت همۀ بشر؛ باید شناخته شود، درک شود و به جهانیان معرفی گردد.
فکر و اندیشۀ ایرانی از روزگاران باستان در جهان اثرگذار بوده است: از تأثیر زردشت بر افلاطون و نیچه، تا الهام حافظ بر گوته؛ از نفوذ زبان فارسی بر ادبیات عرب تا حضور پررنگ حکمت خسروانی در فلسفۀ اسلامی و نقش پزشکان و اندیشمندان ایرانی چون ابنسینا در تمدن بزرگ اسلامی.
سخن از پیشینۀ حکمت و اندیشۀ ایرانیان، نه از سر خودستایی و نژادپرستی است، بلکه بیان حقیقتی تاریخی است که نمودهای روشن آن را میتوان در شاهنامۀ فردوسی دید.